قاطی پاتی

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به قاطی پاتی بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف قاطی پاتی این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

question_answer مجنـون بـى ليـلـى

question_answer 16 ا

بعضي وقتا به فاصله چندتا شهر از هم دور بوديم

و ازش ميپرسيدم الان كجايي؟

ميگفت چه فرقي به حال تو ميكنه دوريم از هم 

نميفهميد! نميفهميد دورتر كه ميشه دلتنگيه منم بيشتر ميشه

چندروز پيش سر يه داستاني پيام داد و كلي خنديديم و حرف زديم

فرداش ديدم بلاكم كرد، دهنم باز موند اخه چرا؟

من كه ازاري بهت نرسوندم!

ميدونم طرز فكرت اينه كه بايد براي به دست اوردنت هركاري

ميكردم،ولي بعضي وقتا بايد چيزيو كه عاشقشي رو ولش كني ببيني برميگرده؟

فقط ميخواستم بفهمم با تموم شرايطم ميموني؟ كه ديدم زودتر از اون چيزي كه

فكر ميكردم جا زدي. هيچوقت نفهميدم چرا بيخيالم شدي

تو نگفتي و منم نپرسيدم ، نميخواستم غرورم خورد بشه

فقط تنها چيزي كه ميدونم ازت اينه كه قلبت شده مسافرخونه

قيافت هم كلا پلاستيك! ولي من عاشقشم چون وقتي نگات ميكنم 

يه دختر ١٧ ساله ميبينم با چشاي روشن، ساده و بي آلايش

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی: كه ,بعضي وقتا ,اينه كه

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 14

دلم ميخواد برم يه جايي بزنم زير گريه 

وقتي حتي يه پشتيباني مثل پدر نداري بايد بميري

وقتي كه تو اين اوضاع مملكت كه كار نيس

زندگيت به يه گوزِ صاحب كار بنده

بايد مرد! ميفهمي؟

مجنون بي ليلي

با كه گويم كه او هم خون من است

خسم جان من و تشنه ي خون من است

روزگار!

روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشحاليه مارا نداشت

پيش پاي عشق ما سنگي گذاشت

بي گمان از مرگ ما پروا نداشت

کلمات کلیدی: كه ,يه ,خون من

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 13

شايد يه روزي فراموشت كردم شايدم نه

اين روزا يكي دوتا دم دستم هست ولي خب از حق نگذريم هيچكي مثل تو

تو عمق وجودم نفوذ نكرد و نخواهد كرد، سنمم داره ميره بالاتر و دو ماه ديگه ميشم ٢٥

بينى تو عمل كردي و چقد گفتم نكن همينجوري خيلي خوشگلي

ولي حرف گوش نكردي، تو چشاي روشنت آيندمونو ميديدم

اشتباه از من بود كه بعد از دو سال گفتم دوستت دارم

چون ميترسيدم از دستت بدم بعد گفتن

براي همينه كه اسمتو گذاشتم خدايِ كوچك من

چون هر روز زندگيم به يادتم و دلتنگتر از قبل

شاد باشي و شاد زندگي كني 

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 12

غروب يه سر زدم به پروفايل اينستاگرامش و عادت هر روزمه

صد و يازده تا پست داشت و من در ارزوي ديدنشون 

ولي حيف كه قول دادم بهش واسه هميشه از زندگيش برم بيرون

ديدم لينك پيام ناشناس گذاشته و يه متن خيلي زيبا فرستادم براش

و كنجكاو شد كه بگو كي هستي! گفتم كسي كه ناشناس ميذاره

نبايد دنبال طرف بگرده

دلم پر كشيد براش، براي كسي كه حتي نميدونه به خاطرش هنوزم كه

هنوزه هيچ دختري نتونستم تو قلبم راش بدم، ميپرستيدمش

من براش كم نذاشتم، ولي تا تونست بي محلي كرد

وقتي بهش گفتم به خاطرت يه متني تتو زدم رو دستم و ديدش

فقط گفت مرسي، يني دلم ميخواست با اسكاج انقد بسابم كه بره

من نفرينش نكردم، فقط آه كشيدم 

غم اون مرگ منه، شاديش آرزومه

كاش اون روز نميديدمت

كاش!

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی: كه ,يه ,كسي كه

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 11

بودي كنار من اما چه سوت و كور!

هر سال عاشورا تورو از خدا ميخوام

هرسال خدا تورو بم نميده و من از رو نميرم و دوباره ميخوامت

امسال نميخوام كنارم باشي فقط ميخوام براي اخرين بار 

زل بزنم تو چشاي روشن خوشرنگت و بگم هيچوقت فراموشت نميكنم خداي كوچكِ من

ميدونم دقيقا با كيا بُر ميخوري و كجاها ميري ولي ترجيح ميدم 

چشامو ببندم و نفهمم چقدر دارم خورد ميشم

فقط از بزرگي و عرش خدا فقط و فقط يه لحظه ديدن اون چشاتو ميخوام

حالم تعريف چنداني نداره و داغونم

دوستت دارم

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی: خدا ,فقط

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 10

دستش را گرفته‌ای

میان جمعیت نگاهت می‌کند

دستت را می‌فشارد.

می‌گوید چقدر لباسِ مشکی به چشمانت می‌آید

راست می‌گوید

نگاهش می‌کنی

چشمانت را می‌بندی و می‌خندی برایش

یک نفر

از آنسوی خیابان

لا به لای همان جمعیت

نگاهتان می‌کند

و هم صدا با گریه ی عزاداران

زیرِ گریه می‌زند.!

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی:

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 8

 

در اين كوير جامعه زير اين آفتاب سوزان رابطه و ضابطه با تو قدم ميزنم 

قدم ميزنم زير اين آوار تو بكش نگاره مرا

بكش سيگارت را اي مَرد

 تنها اگر هست يك نخ هم به من بده من هم ميخواهم هم اندازه ي تو 

دوست دارم آخرين قافيه را غروب آخرين ثانيه را

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی: هم ,زير اين

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

question_answer 7

چهار سال پيش تو چنين مناسبتي از حسين چيزي خواستم

برآوردش نكرد! قسم خوردم كه نه عذاداريشو برم نه غذاشو بخورم

هرچند كه به يه ورشم نيست اين تصميمم

ولي اينجوري اروم ميشم، من از امام حسين طراوتو خواستم

شايد تقديرم اينجوري رقم خورد يا . . . !

نميدونم واقعا نميدونم، چرا وقتي كه همه چيز داره خوب پيش ميره

چرا ديگه يهو خوب پيش نميره 

دوسش داشتم حتي بيشتر از غرورم كه به خاطرش گذاشتم زير پام

حسين چيزيو كه خواستم نداد ولي ازش التماس ميكنم كه 

هيچوقت كسي دلشو نشكونه. اون همه ي منه

مجنون بي ليلي

کلمات کلیدی: كه ,پيش ,كه به ,خوب پيش

جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید

keyboard_arrow_up